ملا أحمد النراقي

38

رسائل ومسائل ( فارسي )

دلها قرار مىگيرد از تصديق به اين . ( 1 ) و در روايت ديگر است كه سماعه عرض كرد به آن حضرت كه خبر ده مرا از اسلام و ايمان كه آيا مختلفند ؟ حضرت فرمود كه : ايمان مشارك اسلام است ، و اسلام مشارك ايمان نيست ، سماعه گويد كه : عرض كردم كه وصف اين دو را از براى من بيان كن ، حضرت فرمود كه : اسلام عبارت است از : شهادة أن لا إله الَّا الله والتصديق برسول الله ، كه به واسطه ء آن خونها محفوظ ، و بر آن جارى شده است مناكح ومواريث ، و بر ظاهر آن هستند جماعت مردم ، و ايمان عبارت است از هدايت و آن چه ثابت مىشود از صفت اسلام و ظاهر مىشود به آن عمل به آن تا آخر حديث . ( 2 ) و هر كه اظهار شهادتين نمود وتصديق قلبى به آنها نداشته باشد آن مسلم است در ظاهر ، و كافر است در باطن ، و آن را كفر نفاق گويند ، وتصديق قلبى كه عبارت از اعتقاد واذعان است و ايمان عبارت از آن است مراتب بسيار دارد ، چه از براى يقين واعتقاد درجات بىشمار است ، و از اين است كه در احاديث وارد شده كه يقين بعضى مانند روشنايى چراغ است ، و يقين بعضى ديگر مانند روشنايى ستارگان است ، و از طايفه ء ديگر شبيه به نور ماه است ، و از جمعى ديگر مانند ضوء شمس است ، و از بعضى ديگر مانند خود خورشيد است ، و از فرقه اى از خورشيد نورانىتر وظاهرتر است . پس اصل ايمان همان اعتقاد وتصديق قلبى است به معنى شهادتين وولايت ، نه غير آن ، و ليكن اين اعتقاد وتصديق در ضعف وشدّت وخفاء وجلاء وظهور ووضوح در نهايت اختلاف است ، و از مراتب آن است مراتب ثلاث علم اليقين ، وعين اليقين ، وحقّ اليقين . و يك مرتبه ء آن مرتبه ء اعتقاد صلحاء عوام است ، و مرتبه ء ديگر آن مرتبه ء سيّد اولياء كه فرمود : « لم أعبد ربّاً لم أره » ، ( 3 ) خدايى را كه نديده باشم عبادت نمىكنم ، و آن چه در اخبار وارد شده كه از براى ايمان هفت درجه است ، و در بعضى ديگر ده درجه

--> ( 1 ) كافى 2 / 38 . ( 2 ) كافى 2 / 25 . ( 3 ) كافى 1 / 98 و 138 .